محمد مؤمن بن محمد زمان الطبيب التنكابني ( حكيم مؤمن )

205

تحفة المؤمنين ( تحفه حكيم مؤمن ) ( فارسى )

[ 335 ] سكنجبين انجدانى : از تأليف حقير است و در رفع تب ربع ، مجرب و جهت امراض سپرز ، بىعديل : انجدان ، [ بيست ] را نيم كوب كرده ، شب در سركه و آب خيسانيده ، روز ديگر بجوشانند تا به نصف رسد ، بعد از آن صاف نموده و با دوشاب انگورى ، صد و بيست درهم به قوام آورند و هر روز ده مثقال را با آب شاهتره يا شيره تخم كرفس - و اگر حرارت غالب باشد ، با كاسنى و امثال او استعمال نمايند . [ 336 ] شربت ورد مكرر مسهل : جهت احتراقات و جرب و حكّه و امراض جگر و سوداى رقيق وسده و ضعف گرده و صفراى سوخته ، نافع . و مورث تشنگى و مصلحش تخم كاهو و طباشير . و مصطكى و انيسون ، از هر يك مثقال به ازاى هر يك رطل شربت ، ادويهء مذكوره رابه وزن مزبور گرفته ، در ميان شربت بيندازند تا بجوشد و طريق آن است كه پنج رطل آب را به جوش آورده ، چهار رطل برگ گل تازه را به چهار دفعه بريزند و هر دفعه يك رطل آب بسوزد ، پس آن را صاف كرده ، به دستور حصهء ديگر را بريزند تا اين كه از آب ربع بماند . و اگر قوىتر خواهند ، گل را پنج يا شش رطل مىتوان كرد و « شيخ الرئيس » زياده بر پنج را منع نموده ، پس با هم وزنِ آبِ صاف او شكر به قوام آورند . قدر شربتش از ده مثقال تا سى مثقال است با يخ ، و اگر با نصف وزن آن سكنجبين بنوشند ، جهت قمع صفرا اولى است . [ 337 ] شربت ورد قابض : جهت امراض جگر نافع است : چهار رطل گل سرخ اقماع دار را به يك دفعه در ده رطل آب بجوشانند تا به ربع برسد و صاف نموده ، با هم وزن آن شكر به قوام آورند و اگر قوىتر خواهند ، به ازاى هر يك رطل از مصطكى و تخم مورد و صندل سفيد و آرد كنار ، گشنيز خشك و طباشير ، يك مثقال ، در پارچه بسته و در او ببندازند تا بجوشد و ساير تصرفات با طبيب است ؛ اگر اجزاى حارّهء قابضه بايد ، اضافه نمايند و اگر بارده لازم باشد از آن نيز داخل كنند . [ 338 ] جلّاب : جهت تبها و تشنگى و حرارت معده و جگر و حصبه و آبله و تب دق و در تبهاى حارّه كه با سرفه باشد و جهت تقويت آلات تنفس ، نافع و مليّن طبع و منضج و مقوّى اعضاء و مدرّ بول و عرق و جهت اورام احشاء ، مفيد است . صفت آن : شكر سفيد ، يك جزء ؛ آب باران ، سه جزء ؛ عرق بيدمشك ، دو جزء ؛ گلاب ، دو جزء ، به قوام آورند و اگر سرد و تر خواهند ، عرق بيد و عرق نيلوفر ، از هر يك دو جزء